سفارش تبلیغ
صبا

  از علیرضا قزوه

آقای پپسی کولا ! کاری کنید که غزه در محاصره کامل است
آقای فانتا !
تو کاری کن
که زمزم الحرمین ، کاری نمی کند ، اهرام مصر! ، خدای معبد آمون!، خوابگزاران اعظم ،
کاری کنید
که من خواب سه مار سیاه دیده ام ، که مغز سیصد و شصت و پنج روز را ، در سینی ماه ، می بردند بر سر ، خواب سیصد و شصت و پنج ستاره خونی و خواب نیل که با ساطور سیصد و شصت و پنج تکه شد
من خواب یوسف را دیدم ، در چاه نفت افتاده بود
و تاجران دلار بر سر چاه
فریاد می زدند:
-
هفتاد سنت بالا!
-
دو دلار کم!
من خواب ناوها و شمشیرها و باران ها دیده ام
دیدم که جمال عبدالناصر با اسب از دروازه رفح گذشت و عزالدین قسام و صلاح الدین دروازه های غزه را
گشوده بودند
خواب سه مار سیاه بر شانه های حسنی مبارک و شاه چموش اردن و امیر پرفسورالریش!
دیدم که پادشاهان عرب خوراک مغز جوانان غزه را در سه دیس کنفرانس به پادشاه کشور یأجوج
تقدیم می کنند
آقای بی بی سی!
گویا نیوز!
بالاترین!
شما کاری کنید!
چرا کسی کاری نمی کند برای غزه تعبیری برای خواب من زخمی
مارادونای عزیز پرتقالی!
تو کاری کن!
شیخ بدون چشم ! صاحب فتوای زمین نمی چرخد
و عکس حرام...
امیر نفت! که با برادر ناتنی ات عربی رقصیدی
یک غلطی کن!
خوانندگان رپ و راگ! شما کاری کنید!
که غزه در دهان گرگ است
به پاپ ژان پل چندم مربوط نیست به صاحبان کلیسا نه به خادم الحرمین به الازهر به کبارالعلما
هرگز!
آنان برای فتوا بر علیه نماز با دست باز
آنان فقط
برای مصرف صابون و ادکلون
مُحرم شدن
و انتخاب حلق و تقصیر و حرمت صید حرم آفریده شده اند
آقای اسکولاری!
تو کاری کن!
آقای چلسی!
خانم هالیوود!
شما کاری کنید!
خانم آیشواریا!
عروس آمیتاباجان عزیز!
شما کاری کنید!
و شما ای اسب های اصیل عرب! نه از نژاد ذوالجناح اید نه از نژاد براق از نژاد اینترنت اید و چت روم و آزمایشگاه از نژاد یورو و جکوزی سوارانتان را کشتند و پادشاهانتان را اخته کردند
مردانگی تان را کشیدند
تا در مسابقات پرش
همچنان سواری بدهید و رستگار شوید
که شیوخ عرب بزغاله و وزغ را بر شما مسلط کرد
با این همه هنوز شما ،مردترید از آن سه مار
شما کاری کنید
که سازمان ملل تعطیل است!

 


نوشته شده در  دوشنبه 87/10/23ساعت  12:55 عصر  توسط یک شهروند درجه دو 
  نظرات دیگران()

بعضی وقت ها  نوشتن یه پست جدید شاید فقط به این خاطر باشه که آدم با  زبون بی زبونی به اونایی که دوستشون داره بگه که بازهم دلش هواشونو کرده

حتی اگر اون پست بی محتوا ترین پست تاریخ زندگی وبلاگیش باشه

توو یه دو راهی گیر کردم

من اون موقع ها فکر می کردم آدم فقط  وقتی می خواد ازدواج کنه توو دو راهی قرار می گیره و تصمیم گیری براش سخت می شه ولی بعدا فهمیدم که این موضوع به هیچ عنوان برای من صدق نمی کرد. چون ازدواج من هیچ دو راهی نداشت فقط یک راه بود

یه شب قویه اومد در خونه مونو و بهم گفت یا زن من می شی یا می زنم می کشمت این   برای من که یه ضعیفه ام یعنی فقط یک راه

ولی جالبه که بعد از اون من مدام توو دو راهی ام

دو راهی ها یی که اضطراب درست انتخاب کردنش  بیشتر از دو راه بودنش برای آدم استرس می یاره

به نظر من توانایی  اهم و مهم کردن یه جوور مهارته که همه آدم هخا باید اونو یاد بگیرن تا بتونن زیر بنای درستی برای برنامه ها ی آینده شون ترسیم کنن

مگه نه؟

بی خیال این حرفا

هدف از این پست صرفا  این بود که من بهتون بگم هنوز قربونتون می رم


نوشته شده در  یکشنبه 87/10/8ساعت  7:40 صبح  توسط یک شهروند درجه دو 
  نظرات دیگران()


لیست کل یادداشت های این وبلاگ
خداحافظ ای شعر شبهای روشن
ایول داری یا نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یه فلش بک خاطره انگیز
حالا نوبت ماست که فتنه کنیم ؟
خانم ها می شنوید؟؟؟؟؟؟؟
حس خوب در خانه بودن
[عناوین آرشیوشده]