سفارش تبلیغ
صبا

هنوز نمی دونم این کاری که دارم می کنم رو دوست دارم یا نه

اما به هر حال افتادم تووش دیگه

کمیته سیاست ها و راهکار های   کنترل و کاهش  طلاق

حس می کنم  به درد جامعه ما نمی خوره تازه تا دهنمو باز می کنم هم بهم انگ فمنیست بودن میزنن اما من اون قدر دستشون می ندازم که دیگه جرات  نمی کنن ادامه بدن

به قول رئیس می گه این آقایونی  که می یان توو جلسه انگار خانم مثل تو تا حالا  ندیدن  یا اگر هم دیدن توقع ندارن  خانمی با این  مدل پوشش این قدر راحت بزنه برجکشونو بیاره پایین

چند روز پیشا  به یکی شون که خیلی هم جدی و به معنای واقعی کلمه مرده  گفتم من یه دوستی دارم  ، ستوان دومه توو کلانتری تهران پارس کار می کنه و خلاصه داشتم  براش توجیه می کردم که خشونت علیه زنان در خانواده ها  وجود داره و ما  از این حیث دارای خلاء‌های قانونی هستیم

یک کاره برگشت گفت : این دوستتون خانم هستن دیگه؟

منم  جلوی همه  توو اون فضای جدی و سنگین برگشتم بهش گفتم  پَ نَ پَ   دارم راجع به دوست پسرم حرف  می زنم.

خانم های حاضر در جلسه  از زوور خنده نمی دونستن  کجای میز و صندلی خودشونوو گم و گور کنن آقاهه هم سرخ وسفید شد و  سرشو انداخت پایین

خلاصه دارم به این نتیجه  می رسم حالا که نمی تونم قوانین اسلام رو   عوض کنم تا هم  می یایم در حد اسلام حق و حقوق زنان رو استیفا  کنیم هزار تا فحش در خور شیرین عبادی بهمون می دن پس بهترین کار اینه که  زن ها با آگاهی از همین یه مثقال حقوقی که  از دست قانونگذار در رفته و به زن ها داده مردا رو  سرویس کنن.


نوشته شده در  دوشنبه 90/8/16ساعت  2:34 عصر  توسط یک شهروند درجه دو 
  نظرات دیگران()


لیست کل یادداشت های این وبلاگ
خداحافظ ای شعر شبهای روشن
ایول داری یا نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یه فلش بک خاطره انگیز
حالا نوبت ماست که فتنه کنیم ؟
خانم ها می شنوید؟؟؟؟؟؟؟
حس خوب در خانه بودن
[عناوین آرشیوشده]